سلام.
يک سال گذشت! يک سال!
و من توفيق نوشتن از او را نداشتم. به هر دليلي که وجود داشت و نه.
و حالا بعد از يک سال عمر و يک سال انتظار، دوباره به اين وبلاگ سر زدم. ديدم نوشته بودم: "مهديا!"
درست نوشته اي که شعبان گذشته نگاشته شده بود.
الان دوباره نيمه شعبان رسيد و من هم به اين تار نوشته.
امروز دوباره همين نوشته را تکرار مي کنم، چرا که هنوز هم به پاي گفته هايم ايستاده ام؛ بلکه بيشتر.
و اين بار ادامه مي دهم...
سال ها مي گذرند و ما بر جاي مي مانيم...
و هر سال روز ميلادش فرا مي رسد همچون بهار دوباره؛ باشد که روز ميعادش نيز اين چنين.

أسعد الله أيامنا و أيامکم ، ويشرفنا أن نزف أزکى التهاني وأسمى التبريکات للامة الاسلامية وشيعة أهل البيت (عليهم السلام) بمناسبة ولادة مهدي الامة ومنجي البشرية ومنقذها بقية الله الاعظم صاحب العصر والزمان حجة بن الحسن العسکري (عجل الله تعالى فرجه الشريف) وجعلنا الله من أنصاره وشيعته ان شاء الله.
-------------------------------------------------------------
Heartiest congratulations and warmest felicitations on the occasion of the birth anniversary of Imam Mahdi, the Imam of Time – may Allah hasten his reappearance
-------------------------------------------------------------
مهديا!
اي آن که چشمانم به آرزوي رويش به اين جهان چشم گشود،
اي آن که جمالش از صبح ازل مرا از عمق چشمانم ربود،
اي آن که او هر چه از دل آفريد از براي تو بود،
و اي آن که کاشت دل بر سينه ي انسان با مهر نام تو بود،
فاصله ي بسيار ميان من تا خودت را چون فاصله ي خود تا ايني چون من بشکن و هبوط رحمت اللهي در خودت را با قدم هايي که به سوي کعبه بر مي داري و به وسعت بانگ "انا المهدي" بر ما نازل کن.
بيا که خزانِ سخت، در انتظار بهار لطيف توست.
اي پادشه خوبان... ... وقت است که باز آيي!
سالروز ولادت با سعادت آخرين ستاره درخشان امامت و ولايت،فرزند علي مرتضي و فرزند سفينة النجاة، منجى عالم بشريت، حضرت بقية الله الاعظم صاحب العصر و الزمان حجت بن الحسن العسکرى (عجل الله تعالى فرجه الشريف) به امت اسلامى و منتظران آن حضرت مبارک باد.
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در شنبه 26/5/1387 و ساعت 11:14 عصر |
نظرات ديگران()
أسعد الله أيامنا و أيامکم ، ويشرفنا أن نزف أزکى التهاني وأسمى التبريکات للامة الاسلامية وشيعة أهل البيت (عليهم السلام) بمناسبة ولادة مهدي الامة ومنجي البشرية ومنقذها بقية الله الاعظم صاحب العصر والزمان حجة بن الحسن العسکري (عجل الله تعالى فرجه الشريف) وجعلنا الله من أنصاره وشيعته ان شاء الله.
-------------------------------------------------------------
Heartiest congratulations and warmest felicitations on the occasion of the birth anniversary of Imam Mahdi, the Imam of Time – may Allah hasten his reappearance
-------------------------------------------------------------
مهديا!
اي آن که چشمانم به آرزوي رويش به اين جهان چشم گشود،
اي آن که جمالش از صبح ازل مرا از عمق چشمانم ربود،
اي آن که او هر چه از دل آفريد از براي تو بود،
و اي آن که کاشت دل بر سينه ي انسان با مهر نام تو بود،
فاصله ي بسيار ميان من تا خودت را چون فاصله ي خود تا ايني چون من بشکن و هبوط رحمت اللهي در خودت را با قدم هايي که به سوي کعبه بر مي داري و به وسعت بانگ "انا المهدي" بر ما نازل کن.
بيا که خزانِ سخت، در انتظار بهار لطيف توست.
اي پادشه خوبان... ... وقت است که باز آيي!
سالروز ولادت با سعادت آخرين ستاره درخشان امامت و ولايت،فرزند علي مرتضي و فرزند سفينة النجاة، منجى عالم بشريت، حضرت بقية الله الاعظم صاحب العصر و الزمان حجت بن الحسن العسکرى (عجل الله تعالى فرجه الشريف) به امت اسلامى و منتظران آن حضرت مبارک باد. نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در پنجشنبه 8/6/1386 و ساعت 2:30 عصر |
نظرات ديگران()
أسعد الله أيامنا و أيامکم ، ويشرفنا أن نزف ازکى التهاني واسمى التبريکات لمولانا صاحب العصر والزمان حجة بن الحسن العسکري (عجل الله تعالى فرجه الشريف) وللامة الاسلامية وشيعة أهل البيت (عليهم السلام) بمناسبة المبعث النبوي الشريف.
----------------------------------------------------
Heartiest congratulations and warmest felicitations on the auspicious occasion of the Prophetic mission of the Holy Prophet – peace and blessings of Allah be upon him
----------------------------------------------------
ترنم وحي الهي بر ستيغ جبل النور طنين افکن شد و جبريل امين، بعثت رسول آخرين، رحمت للعالمين، تنديس عطوفت، مهرورزي، صداقت، امانت، پاکي و اسوه ي انسان برين را با فرمان خواندن و آگاهي، در گوش تاريخ نجوا کرد: بخوان! ...
عيد رستاخيز هدايت، معنويت و انسانيت، سالروز بعثت پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) را به پيشگاه مقدس حضرت بقية الله الاعظم (عجل الله تعالى فرجه الشريف) وامت اسلامى و شيعيان جهان تبريک عرض مى نمايم.
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در يکشنبه 21/5/1386 و ساعت 5:16 عصر |
نظرات ديگران() غيبت>علت غيبت:
15- حکمت غيبت و جهل به آن:
امامت و غيبت از ديدگاه علم کلام، علم الهدي سيد شريف مرتضي
سپس به کسى که در باب «غيبت» با ما مخالفت دارد گفته مى شود: آيا اين که غيبت در اثر اقتضاى علتى صحيح و با انگيزه ي حکمتى خاص، پيش آمده باشد، از نظر شما ممکن است يا ممکن نيست؟
اگر گفت: من آن را ممکن مى شمارم.
گفته مى شود: اگر آن را ممکن مى شمارى پس چگونه وجود غيبت را دليل بر عدم وجود امام زمان گرفتى؟ با اين که ممکن است علتى براى غيبت او در کار باشد که هيچ منافاتى با وجود امام ندارد و تو به اين امکان عقيده دارى.
آيا اين منطق همانند منطق کسى نيست که دردمندى کودکان صغير را بهانه اى براى نفى حکمت خداى تعالى که آفريننده ي هر چيز است مى شمارد؟ در حالي که بر حسب عقيده ي خود او ممکن است علتى و وجهى صحيح براى دردمندى آنان باشد که هيچ منافاتى هم با حکمت خداوند ندارد.
و آيا با منطق کسى مطابقت ندارد که به ظاهر آيات متشابه قرآن استناد کرده و خدا را شبيه اجسام مادى و خلق کننده ي فعل بندگان مى پندارد؟ در حالي که بر طبق عقيده ي خود او ممکن است اين آيات داراى وجوه و تأويلات درستى باشند که هيچ منافاتى با عدالت و توحيد و نفى تشبيه درباره ي خداوند ندارد.
اما اگر گفت:
قبول ندارم که براى غيبت علتى و علّتى صحيح و موافق با حکمت الهى وجود داشته باشد، و چگونه معتقد به چنين امرى باشم در حالي که خود غيبت را دليل بر نفى امام غايب مورد ادّعاى شما مى دانم؟
گوييم: اين جمود و تحجّرى شديد است درباره ي چيزى که امکان احاطه ي علمى به آن وجود ندارد و بر امثال آن علم قطعى حاصل نمى شود.
تو از کجا گفتى: که ممکن نيست براى غيبت علتى صحيح که اقتضاى آن را داشته باشد موجود باشد؟!
و کيست آن کس که احاطه ي علمى همه جانبه به همه ي اسباب و اغراض داشته باشد تا وقتى مجموعه ي آن اسباب و انگيزه ها را منتفى ديد حکم قطعى به انتفاى غيبت کند؟!
و چه فرقى است بين تو و بين کسي که مى گويد: ممکن نيست که آيات متشابه داراى وجوه صحيحى باشند که مطابقت با دلايل عقلى داشته باشد. بلکه بايد همانطور که اقتضاى ظاهر آن آيات است مورد قبول قرار گيرد؟!
اگر گفتى:
فرق بين من و بين آن که ذکر کرديد در اين است که من مى توانم وجوه اين آيات متشابه و معانى صحيح آن را ذکر کنم در حالي که شما از ذکر کردن علت درستى براى غيبت ناتوان هستيد.
گوييم: اين تعارض را در مقابله با کسى آورديم که عقيده دارد: که به علم تفصيلى و يقين قطعى نسبت به وجوه آيات متشابه در قرآن نيازى نداريم و اگر کسى به ذکر اين وجوه پرداخت از باب فضل و زيادتى داوطلبانه است. و همين مقدار که علم به حکمت خداوند تعالى که قديم است داشته باشيم و بدانيم که ممکن نيست از خودش به خلاف واقع خبر دهد، کفايت مى کند.
و معارضه بر اين گونه نظر، گاهى معارضه اى لازم و مستقر است.
پاورقي وجود ندارد
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در دوشنبه 21/3/1386 و ساعت 7:22 عصر |
نظرات ديگران() غيبت>علت غيبت>14- علت غيبت و جهل به آن
امامت و غيبت از ديدگاه علم کلام، علم الهدي سيد شريف مرتضي
اما سخن از چرايى غيبت و علت آن و وجهى که غيبت را به وسيله ي آن مى توان نيکو شمرد، بعد از بيان اصولى که ذکر شد روشن مى باشد.
زيرا هنگامى که به آن روشى که دو اصلِ عقلى مذکور به آن انجاميدند، دانستيم که همانا امام در اين عصر فقط حضرت حجة بن الحسن(عليه السلام) است و نه جز او. و نيز دانستيم که غايب از ديد مردم است و نمى توانيم او را با چشم ببينيم.
مى توانيم نتيجه بگيريم که او _ با فرض عصمت و با در نظر گرفتن اين که تکليف امامت و رهبرى در او متعيّن گرديده و بر عهده ي او واجب گرديده است _ غايب نشده است مگر بخاطر علتى که اقتضاى چنين غيبتى را داشته و مصلحتى که انگيزه ي اين پنهان بودن را ايجاد کرده و ضرورتى که او را به اين گونه نهان زيستى وادار کرده است. (اگرچه اين وجه و علت براى ما به شکل مشخص و جزئى و با تفصيلات آن معلوم نباشد) زيرا اين گونه تشخيص و تجزيه و تفصيل، چيزى نيست که علم و آگاهى قطعى به آن لازم باشد.
سخن درباره ي غيبت و وجه مشخص و علت تفصيلى آن از حيث امکان و عدم امکان يا لزوم و عدم لزوم، مانند آگاهى يافتن به مراد و منظور خداوند تعالى از آيات متشابه در قرآن کريم است که ظاهر آنها به خلاف چيزى است که عقل درک مى کند. مثلآ از ظاهر آنها جبر يا تشبيه و غير آن فهميده مى شود که مخالف با نتايج عقلى علم کلام است.
پس همچنان که ما و مخالفين ما علم قطعى و آگاهى تفصيلى به وجوه اين آيات و تأويل و توجيه آنها را لازم نمى دانيم، همه ي ما قائل هستيم به اين که: وقتى ما به حکيم بودن خداوند تعالى علم داريم و مى دانيم که ممکن نيست به خلاف آن صفات و ويژگي هايى که دارد خبرى بدهد; بطور کلى درک مى کنيم که براى همه ي اين آيات، وجوه صحيح و تأويلات درستى بر خلاف ظاهرشان وجود دارد که مطابقت با نتايج دلايل عقلى دارد. اگرچه ما به شکل تفصيلى نتوانيم به آن وجوه و تأويلات، علم پيدا کنيم. زيرا نيازى به آن نداريم و همين مقدار که علم اجمالى داريم و مي دانيم که مراد از اين آيات خلاف معناى ظاهرى آنهاست و هر کدام تأويل و وجهى مطابق با عقل دارد براى ما کفايت مى کند.
به همين ترتيب مى توان گفت که ما علم دقيق و تفصيلى به علت غيبت و وجه عدم ظهور حضرت را لازم نداريم و چنين علمى برايمان ضرورت ندارد. بلکه همان علم اجمالى که ذکر شد در اين مورد کفايت مى کند. حال اگر خود را به زحمت انداختيم و عليرغم عدم لزومش در آن تحقيق و تدقيق کرده و وجوهى را ذکر کرديم، از فضلِ ما محسوب مى گردد.
چنان که اگر در باب ذکر وجوه آيات متشابه و اهدافى که در آن هست، به گونه متعيّن و مشخّص بحث کرديم، نوعى فضل و زيادت، از جماعتِ تحقيق کننده ي ما بشمار مى آيد.
پاورقي وجود ندارد
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در پنجشنبه 10/3/1386 و ساعت 7:40 عصر |
نظرات ديگران()
غيبت>علت غيبت:
13- آماده شدن شرايط براي محو سلطه ي مستکبران:
حضرت مهدى (عليه السلام) فرموده است: «انّه لم يکن لاحد من آبائى(عليهم السلام) اِلاّ وقد اوقعت فى عنقه بيعة لطاغية زمانه و إنى أخرج حين أخرج ولابيعة لأحد من الطواغيت فى عنقى».( 1 )
«هيچکدام از پدران من (عليهم السلام) نبودند مگر آنکه بيعت طاغوت دورانش اجباراً بر عهده اش نهاده شد، اما من در زمان ظهورم، در حالى قيام مى کنم که بيعت و پيمان هيچ يک از طواغيت برگردنم نيست.
حضرت مهدى (عليه السلام) اگر بخواهد بر طبق اراده خدا حکومتى توحيدى در همه عالم تشکيل دهد بگونه اى که همه قدرتهاى حاکم را در هم شکسته و سلطه و سيطره اش را بر سراسر هستى گسترش دهد، لازم است که شرايطى در دنيا ايجاد شود که از همان زمان ظهور تا استقرار کامل نظام عدالت، هيچ طاغوت و مستکبرى را ياراى مقاومت و غلبه در برابر او نباشد.
1- منتخب لاثر، باب 28، ص 267.
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در سهشنبه 18/2/1386 و ساعت 9:1 عصر |
نظرات ديگران() غيبت>علت غيبت:
12- گناهان و عدم آمادگي مردم:
حضرت مهدى (عج) در بيان کيفيت بهره بردن از وجود ايشان در دوران غيبت مى فرمايند: «و امّا وجه الانتفاع بى فى غيبتى فکالانتفاع بالشمس اذا غيّبها عن الابصار السحاب».( 1 )
«امّا چگونگى بهره مندي از من در دوران غيبتم چونان بهره بردن از خورشيد است زمانى که ابرها آن را از ديدگان، مستور مى دارند.»
طبق اين کلام شريف، وجه غيبت خورشيد را بايد در وجود ابرها جستجو کرد. خورشيد به خودى خود عين ظهور است و يکسره نور افشانى و درخشش دارد. اين ابرها هستند که چهره ي جان فروز آن را از ديدگان مخفى مى کنند. و بدين گونه است نهانى آخرين خورشيد ولايت و امامت حضرت مهدى (عليه السلام) که در ذات خويش جز مهربانى و لطف و عنايت نسبت به عباد اللّه ندارد. امّا مردم با گناهان خود و با عدم آمادگى براى قبول حکومت الهى او، سبب پنهان ماندن او در پس پرده هاى سياه ابر غيبت مى باشند. چنين است که شيخ طوسى (رحمة اللّه عليه) مى فرمايد:
«امّا سبب غيبت امام دوازدهم(عج) ممکن نيست که از جانب خداى سبحان و يا از جانب خود آن حضرت باشد، بلکه از طرف مردم و مکلفين است و جهت آن غلبه ي خوف ـ از نابودى حق ـ و مطيع نبودن مردم نسبت به اوست و هر موقع که اين سبب زائل شود و مردم در اطاعت او بکوشند، و تسليم او باشند، ظهور واجب مى شود.»( 2 )
1 ـ بحارالانوار ج 52 صفحه 92 حديث 7 ـ احتجاج صفحه 263.
2 ـ کتاب الغيبه.
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در شنبه 1/2/1386 و ساعت 9:2 عصر |
نظرات ديگران() غيبت>علت غيبت:
11- الطاف خفيه ي پروردگار:
الف) خداى تبارک و تعالى به دنبال امتحانى طولانى در کيفيت برخورد مسلمانان با اولياى الهى وجود شريف حضرت مهدى(عج) را، در پس پرده ي غيبت قرار داد. از آن رو که مى دانست اگر در چنين شرايطى او را ظاهر گرداند، از اکثر مردم، تعدّيات و تجاوزات مختلفى در حق او صورت خواهد گرفت که به موجب آن، مستحق عقوبات الهى خواهند شد. پس ولىّ خود را از ديدگان مردم پنهان داشت تا بدين وسيله، وجود و حضور او که چشمه رحمت است، مايه ي نقمت نگردد.(1)
ب) ابراهيم کرخى گويد به امام صادق(ع) عرض کردم: خدا امرتان را اصلاح کند، آيا على(ع) در دين خداى عزّ و جلّ قوى نبود؟ فرمود: «چرا».
گفتم: پس چگونه مخالفين بر او غلبه يافتند و چرا آنان را دفع نکرد و چه چيزى او را باز داشت؟
فرمود: «آيه اى در کتاب خدا مانع او شد.» پرسيدم: چه آيه اى؟
فرمود: "قول خداوند عز ّو جلّ: «لو تزيّلو العذّبنا الذين کفروا منهم عذاباً اليماً»".( 2 )
«اگر مؤمنان و کافران از هم جدا مى شدند، کافران را به عذابى دردناک دچار مى کرديم».
به موجب اين آيه، خداوند در اصلاب مردم کافر و منافق وديعت هايى دارد که همان فرزندان صالح هستند و از نسل آنان پديد مى آيند، از اين رو على(ع) آن پدران را نمى کشت تا آنکه وديعت هاى الهى خارج شوند. بعد از خروج آن ودايع بود که بر هر کس از آنان غلبه مى يافت او را مى کشت. و چنين است قائم ما اهل البيت که ظهور نمى کند تا آنکه همه ي نسلهاى پاک و مؤمن که وديعت هاى خدايند، ظاهر شوند. آن زمان است که ظهور مى کند و بر هر کس غلبه يابد مى کشد.»(3)
ج) امام صادق (ع) فرمود: «يا عمار الصدقة و اللّه فى السر افضل من الصدقة فى العلانية و کذلک عبادتکم فى السر مع امامکم المستتر فى دولة الباطل افضل، لخوفکم من عدوکم فى دولة الباطل».(4)
«اى عمار! همچنان که صدقه ي پنهانى بهتر از صدقه ي آشکار است، عبادت پنهانى شما در دولت باطل در حالى که امامتان پنهان و مستور باشد، افضل و داراى ثواب بيشتر است، به خاطر ترسى که شما در دولت باطل از دشمنانتان داريد.
1 ـ نقل با تصرف از کلام شيخ صدوق رحمة اللّه ـ کمال الدين ج 2، ص 641.
2 ـ سوره فتح، آيه 25.
3 ـ مدرک پيشين ص 642.
4ـ مدرک پيشين ص 646.
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در يکشنبه 26/1/1386 و ساعت 6:29 عصر |
نظرات ديگران() غيبت>علت غيبت:
10- بيم از کشته شدن:
امام صادق (عليه السلام) فرمود: «براى حضرت قائم قبل از ظهورش، غيبتى هست» زراره گويد پرسيدم: چرا؟
فرمود: «يخاف على نفسه الذّبحة. از کشته شدن خويش مى ترسد.) (1)
از آن رو که حضرت مهدى (عليه السلام) آخرين امام معصوم است و همچون امامان گذشته نيست که اگر کشته شد، امامى ديگر جانشين او شود. او بايد بماند تا آن زمان که شرايط لازم براى حکومت جهانى اسلام و قرآن پيش آيد. قيام نمايد و دنيا را از عدل و داد پر کند، مردمى که طى بيش از دو قرن ثابت کردند که هر امامِ هدايت را، يا به شمشير يا به زهر، از بين مى برند، بى گمان اگر حضرت مهدى(عليه السلام)غيبت نمى کرد، او را نيز به سرنوشت پدران بزرگوارش دچار مى کردند. خصوصاً ملوک بنى عباس که از مدتها قبل، توطئه ها کردند و در مقام کشتن او بر آمدند و با توجه به همين دسيسه ها بود که خداوند عز و جلّ حتّى ولادت حجّت خويش را به صورت پنهان قرار داد.
ذکر اين حکمت نشان مى دهد که تا زمان حتمى شدن قيام، هر زمان ديگرى، خطر کشته شدن امام(عليه السلام) را به همراه دارد و کشته شدن امام(عليه السلام)، کشته شدن پيام اوست، کشته شدن اسلام است که خدا هرگز به آن رضايت نخواهد داد.
1 ـ کمال الدين، ج 2، باب 44، ح 10، ص 481.
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در پنجشنبه 16/1/1386 و ساعت 7:1 عصر |
نظرات ديگران() بهار آمد!
بهار فصل تازگي، فصل دوباره زيستن، فصل احياي خفتگان، پنجره اي باز و نو به روي زندگي، هنگامه ي کمال و زيبايي طبيعت و هنگامه ي سبز پوشي او، هنگامه ي نظاره بر هستي که اشاره به هستي بخش دارد، هنگامه اي که جهان فرياد نو شدن بر گوش انسان مي خواند و هنگامه اي که فرازي دوباره پيش پاي انسان مي گمارد تا زندگي را نو آغاز کند.
و اين ها را همه او ي "هستي بخش" فرمان مي دهد که به انسانش بخوانند : بنده ام زندگي جاريست، آن را نو آغاز کن... .
و اما همانطور که در پشت هر فرازي و هر آغازي، فروزي و شکستني بوده، در پشت فراز بهار، فروز زمستان مي در خشد.
و من بيش از بهار، زمستان را مي پسندم.
چرا که من بيش از شروع فرازي نو و آغازي نو به سوي او، شکستن در برابر او را دوست مي دارم.
شکستن و فرو پاشيدن در برابر عظمتش را آرزو دارم که آنگاه او خود به غفاريش مرا ببخشايد و با رحمانيش فراز را به من نشان دهد.
آيا به راستي از اين زيباتر مي توان جست؟ از اين لحظه زيباتر مي توان يافت که بنده، خود حقارتش را در يابد و به اين معرفت در برابر عظيمي او فرو بپاشد و قامت غرور و نافرمانيش در برابر جلالي او بشکند. و گناهان بنده که از ستار ي او پوشيده مانده، در اين لحظه به غفاري او فرو ريزد.
پس بياييد اين فروز را محقق کنيم. دست دعا به "مددت يدي" بالا بريم و عرضه داريم:
يا غفار الذنوبي و يا ستار العيوبي، اغفر الذنوب التي اخفيتها او اظهرته.
يا مقلب القلوب، ثبت قلبي علي دينک.
و يا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال.
به حليميش سوگند که او نيز در انتظار اين لحظه است چرا که مي گويد: "ادعوني استجب لکم."
و هنوز هم بيش از بهار، زمستان را مي پسندم.
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در چهارشنبه 1/1/1386 و ساعت 10:38 صبح |
نظرات ديگران() غيبت>علت غيبت:
9- آزمايش مردم در ميزان ايمان به امامت:
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: «ذلک الّذى يغيب عن شيعته و اوليائه غيبةً لايثبت فيها على القول بامامته إلاّ من امتحن اللّه قلبه للايمان». «او ـ مهدى (عليه السلام) ـ کسى است که از شيعيان و دوستان خود غائب مى گردد غيبتى که در آن، کسى بر اعتقاد به امامت و ولايت او استوار نمى ماند مگر آن کس که خداوند قلبش را به ايمان امتحان کرده باشد.»
پاورقي وجود ندارد.
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در دوشنبه 28/12/1385 و ساعت 3:56 عصر |
نظرات ديگران() غيبت>علت غيبت:
8- ترس حضرت:
در روايات مختلفى، سخن از خوف و بيم حضرت مهدى(ع) آمده است. "زراره" گفت: شنيدم امام ابو عبدالله صادق(ع) فرمود: ((قائم را پيش از قيام، غيبتى است.)) عرضه داشتم: چرا؟ فرمود: ((او مى ترسد، و اشاره به شکم خود کرد، يعنى از کشته شدن مى ترسد.))(1)
از امام سجاد(ع) نيز آمده که فرمود: ((در حضرت قائم (ع) از هفت پيامبر شيوه و روش است... و اما از موسى ترس و غيبت است.)) (2)
از امام صادق (ع) در تفسير آيه ي شريفه ((... و ليبدلنهم من بعد خوفهم آمنا... )) (3) آمده که فرمود: ((يعنى قائم و اصحاب او.)) (4)
غيبت از ترس سرچشمه مى گيرد، اما منظور از ترس، ترس شخصى و فرار از قتل نيست، بلکه ترس حضرت مهدى(ع) که خدارند او را براى ريشه کن ساختن ظلم و ستم و اجراى عدالت در پهنه ي گيتى ذخيره نموده است، از اين است که نقصى در پياده کردن برنامه پيش آيد (5).
1. کافي ج 1 ص 337
2. کمال الدين ج 1 ص 322
3. سوره نور 54
4. المحجة ص 742
5. روزگار رهايي ج 1 ص 205
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در دوشنبه 28/12/1385 و ساعت 3:54 عصر |
نظرات ديگران() غيبت>علت غيبت>7- آزمايش مومنان به سختي ها و شدايد روزگار
امام صادق (عليه السلام) فرمود: «إنّ لصاحب هذا الامر غيبةً، المتمسّک فيها بدينه کالخارط للقتاد».( 1 )
«صاحب اين امر ـ حضرت مهدى(عليه السلام) ـ غيبتى دارد که در آن، هرکس بخواهد دينش را حفظ کند مانند کسى است که بخواهد با کشيدن دست بر شاخه اى خار، آن را از خار برى سازد.»
امام کاظم(عليه السلام) فرمود: «إنما هى محنةٌ من اللّه عزّ و جلّ امتحن اللّه بها خلقه».( 2)
«به يقين، غيبت مهدى(عليه السلام)، امتحانى از جانب خداست که بندگانش را به آن مى آزمايد.» و امام صادق(عليه السلام) فرمود: «نه به خدا قيام نخواهد کرد مگر غربال شويد، مگر در امتحانات، تصفيه شويد مگر نيک و بدتان از هم جدا شوند.»( 3 )
1 ـ کمال الدين باب 33 ص 346.
2 ـ اصول کافى کتاب الحجّة ج 2 صفحه 133.
3 ـ مدرک پيشين صفحه 196 حديث 6 با تلخيص.
براي اطلاعات بيشتر به اين دو مطلب مراجعه کنيد:
غيبت>علت غيبت>4- علل سياسي-اجتماعي غيبت
غيبت>علت غيبت>3- فلسفه ي غيبت در منابع کلام شيعه
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در شنبه 12/12/1385 و ساعت 9:36 صبح |
نظرات ديگران() غيبت>علت غيبت:
6- جريان سنت الهي:
امام صادق(عليه السلام) فرمود: «وجه الحکمة فى غيبته، وجه الحکمة فى غيبات من تقدّمه من حجج اللّه تعالى ذکره».( 1 )
وجه حکمت در غيبت او، همان وجه حکمت در غيبت هايى است که توسط حجّت هاى الهى پيش از او صورت گرفته، به عبارت ديگر مى توان وجه غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) را استمرار همان سنّت حکيمانه اى دانست که در ادوار گذشته ي تاريخ به غيبت بسيارى از انبياء و اولياء انجاميده است. چنانکه باز هم امام صادق(عليه السلام) فرمود: «إنّ سنن الانبياء(عليهم السلام) بما وقع بهم من الغيبات حادثة فى القائم منّا اهل البيت حذوالنّعل بالنّعل و القذّة بالقذّة».( 2 )
«سنت هاى پيامبران نسبت به غيبت هايى که براى شان پيش آمد، همگى به طور تمام و کمال در مورد قائم ما اهل بيت، اتفاق مى افتد.»
1 ـ بحار الانوار ج 52 صفه 91 به نقل از علل الشرايع.
2 ـ کمال الدين ج 2 باب 33 حديث 31 صفحه 345.
براي اطلاعات بيشتر به اين دو مطلب مراجعه کنيد:
غيبت>علت غيبت>4- علل سياسي-اجتماعي غيبت
غيبت>علت غيبت>3- فلسفه ي غيبت در منابع کلام شيعه
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در دوشنبه 30/11/1385 و ساعت 7:2 عصر |
نظرات ديگران() غيبت>علت غيبت:
5- امتحانِ درجه ي تسليم در برابر ارادهي خدا:
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «إنّ وجه الحکمة فى ذلک لاينکشف اِلاّ بعد ظهوره، کما لاينکشف وجه الحکمة لما اتاه الخضر من خرق السفينة، و قتل الغلام و اقامة الجدار لموسى(عليه السلام) اِلاّ وقت افتراقهما.»( 1)
«وجه حکمتى که در غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) هست جز بعد از ظهورش، معلوم نمى گردد. چنانکه وجه حکمتى که در افعال حضرت خضر بود نسبت به سوراخ کردن کشتى و کشتن پسرک و برپا داشتن ديوار نيمه خراب، براى حضرت موسى(عليه السلام) جز در وقت جدا شدن آن دو ظاهر نگشت.»
ذکر جريان ملاقات حضرت خضر(عليه السلام) و حضرت موسى(عليه السلام) در کلام امام صادق(عليه السلام)، اشاره به اين نکته دارد که مأموريت حضرت موسى(عليه السلام)از جانب خدا، براى درک حضور و همراهىِ حضرت خضر(عليه السلام)، به منظور آزمايش ميزان تحمّل او در برابر امور ناشناخته و درجه ي تسليم او در مقابل حکمت هاى پوشيده هستى، صورت گرفت.
غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) نيز مى تواند صدها حکمت پنهان داشته باشد که جز در موقع ظهور آن حضرت روشن نمى شوند. آنچه مطلوب است تسليم در برابر اراده ي الهى است که اين غيبت را تقدير فرموده است.
1ـ کمال الدين، ج 2، باب 44، ح 11، ص 482.
براي اطلاعات بيشتر به اين دو مطلب مراجعه کنيد:
غيبت>علت غيبت>4- علل سياسي-اجتماعي غيبت
غيبت>علت غيبت>3- فلسفه ي غيبت در منابع کلام شيعه
نوشته شده توسط سيد حسين سجادي در دوشنبه 30/11/1385 و ساعت 7:0 عصر |
نظرات ديگران()